حجت الاسلام ابراهیمی: هرگاه نخبگان و بزرگان دچار بیماری اشرافی گری شوند، این بیماری به عموم جامعه نیز سرایت می کند و آنگاه مسابقه ای ایجاد می‌شود که عام و خاص به دنبال تکاثر و جمع ثروت می‌روند، سپس ارزش‌ها و معنویت ها به حاشیه می روند و امام و رهبر دینی و مذهبی خود را حمایت و همراهی نمی‌کنند. سفره چرب معاویه را بر سفره ساده علی ترجیح می‌دهند.

به گزارش نخل بیدار به نقل از روابط عمومی ستاد نماز جمعه فراشبند، حجت الاسلام ابراهیمی در خطبه های نماز جمعه این هفته فراشبند(٩٩/١٢/١) با تبریک میلاد با سعادت مولی الموحدین امیرالمومنین(ع) و امام محمد تقی جواد الائمه(ع)، گفت: یکی از آسیب‌هایی که امروز به عنوان یک چالش در بین نخبگان ما رسوخ پیدا کرده و جامعه را دچار دو دستگی قرار داده است اشرافی‌گری است، دقیقاً همان چیزی که حکومت امیرالمومنین را دچار شکست و تزلزل نمود.

وی افزود: اشرافی گری یعنی دنیاگرایی و رفاه طلبی، یعنی آن چنان دنیا در مذاق شان لذیذ و شیرین شود که امور معنوی بی مزه و تلخ گردد و هرگاه نخبگان و بزرگان دچار این بیماری شوند به عموم جامعه نیز سرایت می کند و آنگاه مسابقه ای ایجاد می‌شود که عام و خاص به دنبال تکاثر و جمع ثروت می‌روند، سپس ارزش‌ها و معنویت ها به حاشیه می روند و امام و رهبر دینی و مذهبی خود را حمایت و همراهی نمی‌کنند. سفره چرب معاویه را بر سفره ساده علی ترجیح می‌دهند.

امام جمعه فراشبند تصریح کرد: در دوران حکومت پیامبر اسلام (ص) علم و تقوا و ایثار و گذشت در راه خدا، معیار برتری انسان‌ها بر یکدیگر به حساب می‌آمد، صاحبان زر و زیور در جامعه جایگاه بلندی نداشتند، اما مستضعفانی که در راه خدا جهاد می کردند بر ثروتمندان عافیت طلب، برتری داشتند اما پس از سقیفه و انحراف مسیر خلافت، اندک اندک ارزش های اجتماعی و دینی دگرگون شد، شوقِ به انفاق و ایثار و گذشت و جهاد طلبی جای خود را به تجمل گرایی، رفاه طلبی و زندگی اشراف طلبی داد.

وی ادامه داد: این به دلیل آن بود که پس از رحلت پیامبر فتوحات بزرگی به دست مسلمانان انجام گرفت و مناطقی چون عراق، مصر، ایران و شام فتح گردید. به دنبال هر فتحی، ثروت‌های هنگفتی تحت عنوان جزیه و خراج و غنیمت وارد خزانه مسلمانان شد، به طوری که در جنگ نهاوند سهم هر سواره نظام به ۶٠٠٠ هزار درهم رسید، در نبرد زالق سهم هر نفر در یک لشکر هشت هزار نفری به چهار هزار درهم رسید.

حجت الاسلام ابراهیمی افزود: هرساله از سرزمینهای فتح شده عراق و اطراف آن ۱۰۰ میلیون درهم و از مصر ۴۰ میلیون درهم و از شام ۱۷ میلیون وارد خزانه مسلمانان می شد، قسمت اعظم این عایدات به طور نامساوی تحت عنوان عطا بین مسلمانان تقسیم می شد، به طوری که فرزندان رزمندگان بدر سالیانه دو هزار درهم مقرری داشتند.مهاجرین بدری ۵ هزار و انصار بدری ۴ هزار درهم سالیانه حقوق می‌گرفتند.

وی اظهار داشت: این غنائم و عطایای هنگفت اگرچه موجب فقر زدایی از جامعه گردید، منتها دامن بسیاری از اصحاب نامدار پیامبر را نیز به تجمل گرایی آلوده کرد و موجبات روحیه اشرافیت گرایی را به مسابقه گذاشت. شخصیت های بزرگی مانند طلحه و زبیر عبدالرحمان بن عوف و زید بن ثابت در این دام دنیاگرا افتادند و در گرداب زندگی اشرافی غرق شدند و به دنبال خود سایر اقشار جامعه را به رفاه طلبی و ثروت اندوزی سوق دادند. مثل الان که ثروت‌های میلیاردی باد آورده و قصر های عجیب و غریب بعضی از مسئولان و اختلاس های کلان آنها مردم را به سمت و سوی مسابقه ثروت و کثرت سوق می دهد، اما مردم حساس تر از اول انقلاب در حال فریاد زدن بر سر آنها هستند و قوه قضاییه باید مبارزه کند.

خطیب جمعه فراشبند، افزود: زبیر در هنگام مرگ ۵۷ هزار دینار به اضافه ۱۰ هزار اسب، هزار بنده و مقادیر زیادی ثروت غیرمنقول داشت، همچنین خانه‌هایی در کوفه، بصره و اسکندریه مصر داشت. طبق نقل مسعودی تاریخ نگار، خانه زبیر در بصره به قدری مجلل بود که تا سال ۳۳۲ هجری در میان مردم معروف بوده است، طلحه روزی ۱۰۰۰ دینار را از مایملک خود برای درآمد کسب می کرد و خانه اش در کوفه زبانزاد خاص و عام بود، عبدالرحمان بن عوف پس از مرگ وقتی خواستند اموالش را میان وراث تقسیم کنند یک هشتم اموالش به ۳۳۶ هزار رسید. طلاهای زید بن ثابت را پس از مرگش با تبر شکسته و بین ورثه اش تقسیم کردند.

امام جمعه فراشبند تصریح کرد: رفاه طلبی، مال اندوزی و اشرافی‌گری یکی از عواملی بودند که باعث دوری از امام شد و علی را تنها گذاشتند و همراهی نکردند.

حجت الاسلام ابراهیمی در بخشی از خطبه های اول نماز جمعه، گفت: معلی بن خنیس گوید: به امام صادق علیه السلام عرض کردم:حق مسلمان بر مسلمان چیست؟ فرمود: برای او هفت حق واجب است که همه آنها بر عهده برادرش واجب است و اگر برخی از آنها را ضایع و تباه سازد از ولایت و طاعت خدا بیرون رود. عرض کردم قربانت گردم آنها چیست: فرمود معلی بن خنیس من بر تو نگرانم من میترسم ضایع گذاری و مراعات نکنی و بدانی و عمل ننمایی، عرض کردم لا قوه الا بالله نیروی جز از خدا نیست. فرمود آسانترین آن حقوق این است که آنچه برای خود دوست داری برای او هم دوست داشته باشی و آنچه برای خود می پسندی برای او نیز ناپسندی و از آنچه ناخرسند دارد دوری کنی و خوشنودی او را پیروی نموده فرمانش ببری، حق سوم آنکه با جان و مال و زبان و دست و پای خویش، او را یاری کنی. حق چهارم آنکه چشم راهنما و آیینه او باشی. پنجم آن که تو سیر باشی و او گرسنه باشد یا سیراب باشی و او تشنه یا پوشیده باشی و او برهنه.

پایان خبر