بسیاری از ورزشکاران قدیمی فراشبند یدالله رضایی معروف به عرب را می شناسند، پیشکسوت ورزشی که بیشتر عمر خود را در جهت پیشرفت ورزش فوتبال فراشبند و منطقه، سپری کرده است. حاصل گفتگوی دو ساعته محمدجواد باقری، خبرنگار ورزشی نخل بیدار با این پیشکسوت فوتبال که هم اکنون در شیراز زندگی می کند را در زیر می خوانید :

 – لطفا خودتان را معرفی کنید؟
بنام خدا باسلام به شما و همه زحمتکشان عرصه ورزش وتمام پیشکسوتان و بزرگان فوتبال فراشبند و عوامل سایت خبری نخل بیدار فراشبند. بنده یدالله رضایی هستم متولد ۱۲ فروردین ماه ۱۳۳۸

 – دوران ورزشی شما چگونه آغاز شد؟
بنده در زنگ ورزش توسط آقای بهبودی به تیم منتخب آموزشگاههای فراشبند دعوت شدم

 – اولین تیم فوتبال فراشبند چه نام داشت؟
شهید قاسمیان ، که بعداز دوسال به برق تغییر نام داد.

 – از هم بازیهای شما کسی هم به سطح برتر فوتبال رسید؟
متاسفانه خیر ، چون ما نه امکانات داشتیم ونه مربی کلاس دیده وبا مدرک در فراشبند بود. در زمان راهنمایی آقای حقیر که ایشان دبیر ادبیات بودند ودبیر ورزش به خودم پیشنهاد داد و گفت حیف است اینجا بمانی بااین استعداد وفوتبال ناب خوزستانی که در وجودت می بینم بیا و درشیراز هم درس بخوان هم ادامه تحصیل بده ولی خانواده موافقت نکردند. ایرج قاسمی به تیم برق شیراز رفت وامتحان وتست ورزشی داد و قبول شد ولی پدر خدا بیامرزش قبول نکرد.

 – فوتبال فراشبند را از اواخر دهه ۵۰ تا امروز چطورارزیابی میکنید؟
ازسال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۸ فراشبند هیچ تیم باشگاهی نداشت. فقط یک تیم آزاد داشت که زیر نظر تعاونی روستایی بود و مسئولش خانم مرحومه مریم عظیمی بود .بعدها این تیم با مرحوم جلودار مزارعی فرد که او هم جزو بازیکنان آن زمان بود با شهرستانهای فیروزآباد وکازرون مسابقه می‌داد. از مربیان آن زمان هم شاهرضا فراست و شهید محمود عالیشوندی وبعدها ایرج قاسمی هیچکدام فوت و فن فوتبال را یاد نمی‌دادند چون کلاسی نرفته بودند. حتی تلویزیون هم نبود چون برق نبود، اما بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تیم فوتبال برق بوجود آمد و پیشرفت هایی در فوتبال حاصل شد بطوری که سال هفتادوهشت نزدیک به ده تیم در تمام رده های سنی از جمله نونهالان، نوجوانان، جوانان، امیدوبزرگسالان داشتند و مسابقه می دادند و قرارداد رسمی داشتند.ناگفته نماند یک روز ساعت یک بعدازظهر آقایان نظام زارع از شیراز وناصرآذریان ازفیروزآباد که برای کلاس مربیگری به فراشبند آمده بودند به بنده گفتند چرا در استادیوم سروصدا می‌آید؟ که من گفتم مسابقه نونهالان است . با تعجب گفتند ما درشیرازوفیروزآباد مسابقات نونهالات نداریم و برگزار نمی کنیم!
اما ما بدلیل کمبود زمین در تابستان و درآن گرمای طاقت فرسا این مسابقات را برگزار می‌کردیم وچون تربیت بدنی آن زمان امکانات نداشت بخرج خودم از این مربیان دعوت میکردم و در مسابقات باشگاهی وروستایی وحتی ادارات وبخشهای شهرستان واستان وکشور شرکت میکردیم. دراستان پهناور فارس با امکانات کم قهرمان شدیم و به نمایندگی از استان فارس در مسابقات کشوری شرکت کردیم ولی بدلیل حضور تیم‌های قدر مقامی بدست نیاوردیم اما صاحب تجربیات خوبی شدیم .درزمانی که از نظر مالی هیچکس هیئت فوتبال را حمایت نمی‌کرد تمام مخارج به عهده هیئت بود و اگر می‌خواستیم یک تیم فوتبال دعوت کنیم اول باید به تربیت بدنی فراشبند نامه میزدیم بعد تربیت بدنی نامه میزد به فیروزآباد و چه دردسرهای داشتیم اما الان دو زمین چمن هست که مسئولین هیات فوتبال می طلبد که همت کنند و در خور نام شهرستان برنامه ریزی کنند و مسابقات برگزار کنند.

 – افتخارات فوتبالی شما مربوط به چه دوره هایی می باشد؟
بنده چندین بار باتیم برق قهرمان باشگاه‌های فراشبند شدم، قهرمان بخش های فیروزآباد شدم ،با تیم کشاورز بعنوان سرمربی قهرمان باشگاه‌های فراشبند شدم . تیم برق که من مربی آن بودم بعنوان نماینده استان فارس به سرمربیگری برادرعزیزم محمود فراست درمسابقات جام گندم طلایی کشور در شهرستان دورود شرکت کردیم . می توانم بگویم جزو اولین داوران فراشبند بودم واولین مربی بودم که درکلاس درجه سه فیروزآباد به مدت سی روز زیر نظر اساتید برجسته و معروف کشورآقایان اکبر کیا استاد دانشگاه شیراز و ناصرآذریان استاد ارزشمند فیروزآباد ومربی تیم فوتبال نبرد آموزش دیدیم و تنها مربی بودم که از تربیت بدنی فیروزآباد حقوق دریافت میکردم . بنده مربی تیمهای برق، بنیاد شهید، کشاورز، صنعت نفت، میلاد آموزش و پرورش وتیم منتخب فراشبند بودم . خلاصه بازیکن ، مربی، سرپرست ،مدیرتیم های ورزشی و همچنین سالها رئیس هیئت فوتبال شهرستان فراشبند بودم .

 – صمیمی ترین دوست فوتبال خود را نام ببرید؟
من چون بازیکن ومربی ومسئول بودم دوستان زیادی داشته و دارم.از اولین دوستان من محمد غلامی ،خداداد آزادی ،محمدنبی کریمپور، شهید تقی فراشبندی ومرحوم عبدالرضا رحیمی و خیلی دیگر از دوستان دیگر بودند ولی یک برادرعزیزوبهتر از جانم که هیچ وقت نمی توانم جبران محبت وگذشت وی را بکنم وبه من درس رفاقت ،جوانمردی وازخود گذشتگی وخیلی چیز های دیگر یاد داد غلامحسین آزادی بود که در بیشتر عمل های جراحی من حضورداشت وهرچه لازم بود از خود دریغ نمی‌کرد . مرحوم مرتضی نوشادی که در تهران خدمت سربازی رابه اتفاق غلامحسن آزادی ومرحوم حمید زارع درماه مبارک رمضان پیش من بودند هرچه می گفتم بروید می گفتند شما مربی ما بودید و ما وظیفه داریم . باوجود اینکه نزدیک به بیست سال است درشیراز زندگی میکنم هنوز ارتباط ما قطع نشده است.

 – رابطه ات با داوران زمان خودت چطور بود؟
رابطه با داوران بسیار عالی بود چه در زمین وچه در بیرون زمین بطوری که در زمان ریاست هیئت فوتبال در ساعت یک گرمای تابستان داوران فقط به احترام من می آمدند و قضاوت میکردند پول آنچنانی در کار نبود.

 – به عنوان یک پیشکسوت چه توصیه ای به فوتبالیستهای جوان دارید؟
البته من درآن حدی نیستم که به جوانان توصیه ای کنم اما به لحاظ وظیفه عرض میکنم عزیزان من به ورزش رو بیاورید و دنبال لذت های لحظه‌ای نروید که آخر و عاقبتی ندارد جز بدبختی ومنزوی شدن از جامعه وشرمساری برای خود و خانواده که هیچ چیزی ندارد.

 – به عنوان کسی که سالها عمرش را در فوتبال سپری کرده است، آیا از تجربیات شما و امثال شما در امر ورزش شهر بهره جویی و کمک گرفته شده است؟
بله خواسته اند ومن هم درحد توان کمک کرده ام وموفق هم شده اند.

 – چرا حضور پیشکسوتان در ورزش فوتبال کمرنگ شده است؟
چون مسئولین خیال می‌کنند دوره پیشکسوتان تمام شده است واز آنها کمک نمی گیرند. خوشبختانه برای اولین بار در سطح کشور در استان فارس کمیته ای بنام پیشکسوتان تشکیل شده است که اعضای آن از افراد نمونه استان هستند و اولین قدم آنها برگزاری مسابقات فوتبال پیشکسوتان استان بود که دهه دوم اردیبهشت نود هشت بنام بنده یعنی یدالله رضایی نامگذاری شد و در دومین قدم دعوت از چند پیشکسوت استان فارس بود که بنده و چندی دیگر که جزو پیشکسوتان و زحمتکشان وخاک خورده های استان فارس بودند به استادیوم شهید دستغیب شیراز دعوت شدیم و مورد تقدیر و سپاس قرار گرفتیم که افتخاری برای فوتبال شهرستان فراشبند می باشد و امیدوارم درشهرستان خودمان از این کارها بکنند و فراشبند هم یک تیم پیشکسوتان تشکیل بدهد ودر مسابقات استان شرکت کنند.

 – در طول دوران فوتبال خود مشوق و مربیان شما چه کسانی بوده اند؟
درمدارس آقایان حقیر وابراهیمی ودرباشگاه برق ومنتخب مرحوم امرالله غریبی و بعد شهید محمود عالیشوندی که یاد ونامش گرامی باد ،مرحوم عبدالرضا رحیمی را هیچوقت فراموش نخواهم کرد و همچنین برادر نازنینش مرحوم علیرضا رحیمی، آقایان محمود فراست ،ناصر آذریان،وبرادر همرزمم در جبهه عباس عالیشوندی و اگر شخصی از قلم افتاده است به بزرگواری خودشان مراببخشند وحلال کنند .

 – اگر در ورزش شهر فراشبند قدرتی برای تصمیم گیری داشتید کدام مشکلات را در اولویت میگذاشتید؟
ورزشگاهی درشان ومنزلت این شهرستان شهید پرور می ساختم وتیمها را حمایت مالی میکردم.

 – در زندگی و بخصوص فوتبال به حقتان رسیده اید؟
متاسفانه خیر. بدلیل اینکه در شهری زندگی میکردم که بسیار محروم بود و همین حالا هم محروم است و به حق خودش نرسیده است
 – در دوران بازیگری خود چند کارت قرمز گرفته اید؟
درطول مدت بازیگری ومربیگری تنها یک کارت زرد از آقای قربانعلی عالیشوندی در بازی با تیم آویز گرفتم. ماجرا از این قرار بود که تیم حریف گل های زیادی دریافت کرده بود و پس از این که یک گل دیگر هم خورد گل سالم ما را داور بدون هیچ دلیلی مردود اعلام کرد. من اعتراض کردم وداور به من کارت زرد داد و بعد ها از او سئوال کردم که گفت چون گل زیاد خورده بودند دلم برایشان سوخت .

 – قشنگترین خاطره ورزشی شما؟
قشنگترین خاطره من هنگامی بود که من بیمار شدم و همیشه غلامحسین آزادی مثل یک برادر همراه من بود و چندین عمل جراحی در تهران در بیمارستان های حضرت فاطمه زهرا(س)، ساسان و امام خمینی (ره) داشتم و دریک عمل جراحی در تهران مرتضی نوشادی وحمید زارع وغلامحسن آزادی که سرباز بودند در ماه مبارک رمضان تمام شب وروز با گرفتن مرخصی درکنار من بودند که به آنها میگفتم نیایید و می گفتند این وظیفه ما است چون شما مربی ما بودید و باید حق شمارا ادا کنیم ومن بسیار خوشحال شدم که چه شاگردان با محبتی دارم.

 – بدترین و تلخ ترین خاطره ورزشی شما؟
جدایی از تیم فوتبال برق بدترین خاطره

 – قشنگ ترین گلی که تا حالا زدید به کدام تیم و دروازه بان بود؟
برق با میمند بازی داشت و داور مسابقه محمود فراست بود که یک پنالتی بسود برق گرفت وتیم حریف اعتراض میکردند و علی رحیمی توپ را به بیرون زد و بازی دنبال شد و در ادامه ابراهیم مختاری یک سانتر برای من کرد توپ را با سینه کنترل کرده و شوت بسیار محکمی کردم و توپ وارد دروازه شد که در همین لحظه داور به تیم حریف گفت این گل راچه می گویید ؟ ودر پاسخ گفتند این شوت را حتی دروازه بان تیم ملی هم نمی‌توانست بگیرد واین گل یکی از بهترین گل‌هایی است که به تیم فوتبال حریف زده ام.

 – نظرتان راجع به مصاحبه با پیشکسوتان چیست؟
به پیشکسوتان احترام می‌گذارید وبرای ما خیلی جالب است ودیگر اینکه آنها رابه جوانان معرفی می کنید چون در زمان ما نبودند ولی آنهایی که هم سن خودمان هستند از آن دوره وبازی ها تعریف ویادآوری می کنند.

 – از رفتنتان به جبهه و ماجرای مجروح شدنتان بگویید و الان چند درصد جانبازی دارید؟
تقریبا بیست و چهار ماه در جبهه های حق علیه باطل به طور داوطلبانه و بسیجی حضور داشتم ودر دو عملیات حضور داشتم و در عملیات والفجر ۸ در گردان قهرمان الفتح در منطقه خور عبدالله به درجه جانبازی نائل شدم با بیست و پنج درصد جانبازی ویکبار هم در مقر صاحب الزمان(عج) بودیم که مقر توسط هواپیماهای دشمن بعثی بمباران شد و من به اتفاق برادر عزیزم نصرت‌الله زره پوش مجروح شدیم وبا مجروحیت بعداز بیست چهار ساعت استراحت رفتیم به جبهه که قرار بود عملیات کربلا ی۵ شروع شود اما ما را نپذیرفتند ومرخصمان کردند.

 – در حال حاظر مشغول به چه کاری هستید؟
بازنشسته آموزش و پرورش هستم و در ارگان های نهضت سوادآموزی و بنیاد شهید کارمند بوده ام و با تربیت بدنی فراشبند همکاری داشتم به طوری که هر زمان رئیس تربیت بدنی به مرخصی یا ماموریت می‌رفتند من حتی حق امضا هم داشتم و سرگرم مطالعه روزنامه، سینما، تلویزیون و پیاده روی حتی روزانه چهارساعت هستم.

* سوالات کوتاه ورزشی:

بهترین بازی :
بازی با الفتح فیروزآباد درمسابقات باشگاه‌های شهرستان که الفتح بهترین تیم شهرستان فیروزآباد بود

بهترین گل :
گل به میمند

بهترین دوست فوتبالی شما در آن زمان :
محمد غلامی، نورمحمد برازنده، خدادادآزادی و مرحوم عبدالرضا رحیمی

بهترین مربیتان :
آقای علیرضا حقیر دبیر ورزش

آبی یا قرمز :
فقط صنعت نفت آبادان ولی تمام مسابقات را تماشا میکنم

بهترین دروازه بان زمان شما :
دوران راهنمایی شهید عبدالخالق دارایی و عبدالحسین جوکار و درزمان باشگاهی عباس غریبی ،حسام نوشادی و نادر رضایی

تیم مورد علاقه شما در جهان :
من طرفدارتیم خاصی نیستم اما عاشق رونالدو هستم و هر تیمی بازی کند طرفدار آن تیم هستم ودرایران هم بجز صنعت نفت آبادان علی دایی را بسیار دوست دارم و هر تیمی مربی باشد آن تیم رادوست دارم و بازیهایش را دنبال میکنم

 – در آخر حرف خاصی دارید بفرمایید؟
دوستان تا زنده اید قدر یکدیگر را بدانیم و باهم خوب و صمیمی باشیم وبا هم مثل قدیمها رفت و آمد کنید نه بعد از فوت که هر کاری برایش بکنیم فایده‌ای ندارد. لازم میدانم از عزیزانی که در تیم برق بازی میکردند یا مربی بودند نامی ببرم وفاتحه ای برایشان بخوانیم امثال امرالله غریبی، حمید زارع، علیرضا رحیمی،مرتضی نوشادی، عبدالرضا رحیمی که تمامی آنان راخداوند بیامرزد.
صلوات بر محمد و آل محمد میفرستم و تشکر می کنم از برادر زحمتکش جناب آقای باقری واقعا خسته نباشید شمارا بخدا میسپارم.

در زیر نیز تعدادی از تصاویر قدیمی فوتبال فراشبند که یدالله رضایی برایمان ارسال کرده است را مشاهده می کنید:

 

 

 

 

پایان خبر/