شناسه خبر : 5119
۱۹ تير ۱۳۹۶ - ۱۷:۵۷:۱۷
حجت الاسلام دوست محمدی مشاور فرهنگی دانشگاه تهران مطرح کرد؛

زوایای پنهان فتنه 18 تیر 78 هنوز برای مردم افشا نشده است/ نقش برخی مسئولان دولت اصلاحات در رهبری آشوب‌های خیابانی غیر قابل انکار است

حجت الاسلام دوست محمدی گفت: بنده با قاطعیت عرض می کنم که برخی مسئولان وقت در سال 78 در فتنه نقش داشتند.

به گزارش  نخل بیدار، حجت الاسلام و المسلمین هادی دوست محمدی عضو هیات علمی دانشگاه تهران و از اساتید حوزه علمیه قم می باشد. در کارنامه ایشان سوابقی چون عضویت در تحریریه مجله «مکتب اسلام» و چندین بار دستگیری، شکنجه و حبس پیش از انقلاب اسلامی و تدریس در دانشگاه تهران و حوزه علمیه قم پس از انقلاب اسلامی به چشم می خورد ایشان هم اکنون یکی از برجسته ترین مشاوران فرهنگی دانشگاه تهران می باشند. حجت الاسلام دوست محمدی از جمله شخصیت هایی است که با توجه به مسئولیت هایی که در سال 78 در دانشگاه تهران بر عهده داشته، از نخستین ساعات شعله ور شدن فتنه در 18 تیرماه در متن اتفاقات و رویدادها حضور داشته است و به خوبی می تواند در خصوص نقش برخی از مسئولان وقت وزارت علوم و چهره های سیاسی آن زمان به اظهار نظر بپردازد. در ادامه، گفتگوی اختصاصی حافظ نیوز با حجت الاسلام و المسلمین هادی دوست محمدی را می خوانید:

*در سال 78، از بازه زمانی 18 تا 23 تیرماه، شاهد بروز فتنه ای گسترده در شهر تهران بودیم که مرکز این فتنه نیز در دانشگاه تهران بود. حضرتعالی در سال 78 چه مسئولیتی در دانشگاه تهران بر عهده داشتید و در تاریخ 18 تیر در کجا به سر می بردید؟ همچنین مشاهدات میدانی خود در خصوص آشوب های خیابانی را بیان فرمائید.

بنده در سال 78، علاوه بر عضویت در هیئت علمی دانشگاه تهران، مسئولیت هایی نیز در این دانشگاه بر عهده داشتم از جمله عضویت در هیئت انتظامی اساتید، عضویت در هیئت بدوی رسیدگی به تخلفات کارکنان دانشگاه، عضویت در کمیته انضباطی دانشجویان که امروز شورای انضباطی خوانده می شود و همچنین مشاور فرهنگی دانشگاه تهران نیز بودم. همچنین در آن ایام، محل سکونت بنده در منازل سازمانی اساتید دانشگاه واقع در نبش خیابان شانزدهم معروف به مجتمع استادسرا بود که در مقابل کوی دانشگاه قرار داشت و اکنون تبدیل به یکی از دانشکده های دانشگاه تهران شده است. در اوایل شب 18 تیر سال 78، در ابتدا صدای اعتراض برخی دانشجویان در مقابل کوی به گوش می رسید، هنگامی که از پشت پنجره منزل به محل اعتراض نگاه کردم جمعیتی در حدود بیست نفر قابل رویت بودند. سپس به همراه یکی دیگر از اساتید که ایشان نیز در ساختمان استاد سرا سکونت داشتند، بیرون آمده و به سمت محل تجمع رفتیم، برخی از اشخاصی که مشغول اعتراض بودند را شناختیم و حتی می دانستیم دانشجوی چه رشته ای هستند اما برخی دیگر در میان این جمع بودند که ظاهر آنها و نوع شعارهایی که می دادند بیانگر این بود که اصلا دانشجو نیستند.

بنابراین تجمع در مقابل کوی دانشگاه در 18 تیر، آغازی بسیار غیر متعارف و افراطی داشت، بنده شاهد بودم از ابتدای شامگاه 18 تیر جمعیتی در حدود بیست نفر در مقابل کوی دانشگاه مشغول سردادن شعارهای بسیار تند و رکیک علیه نظام اسلامی و مقامات عالیرتبه کشور هستند.

پس از مشاهده این وضعیت، به سمت چند نفر از اشخاصی که در بین جمعیت بودند و آنها را می شناختیم رفتیم و علت این تجمع و شعارهایی که سر داده می شود را جویا شدیم؛ نخستین بحثی که مطرح کردند مقاله «روزنامه سلام» بود و مطالبی که در آن مطرح شده بود. همزمان با ما، عده دیگری از دانشجویانی که صدای اعتراض این جمع محدود را شنیده بودند نیز آمدند و مشغول صحبت و نصیحت کردن معترضان شدند، وقتی خودم را به آن جمع رساندم، متوجه شدم بحث بر سر شعارهای تندی است که این عده سر می دهند و دانشجویان تقاضا داشتند که این شعارها سر داده نشود.

پس از مدتی، معترضان قانع شدند که شعارهای تند و رکیک سر ندهند. اعتراضات تا اواخر شب ادامه داشت و جمعیت نیز هر لحظه بیشتر می شد چرا که محل تجمع در جای پر رفت و آمدی بود و عده کثیری از دانشجویان که خبر این تجمع به آنها رسیده بود، به دلایل مختلف از جمله کنجکاوی خود را به آنجا رسانده بودند. نیمه های شب بود که دیگر دانشجویان از گرد آن جمع محدود پراکنده شدند و معترضان ساختارشکن نیز که دیدند کسی در اطراف آنها دیگر نیست صحنه را ترک کردند. اما از روز 19 تیرماه مجددا اعتراضها که با آسیب رساندن به اموال عمومی و سنگ پراکنی به نیروی انتظامی نیز متاسفانه همراه بود آغاز شد و بنده آن جمع بیست نفره شب نخست را در متن تمام اتفاقات و فتنه گریهای روزهای بعد می دیدم. در روز 19 تیرماه اوایل ظهر در خیابان کارگر شمالی در حال حرکت به سمت یکی از محل های تجمع فتنه گران بودم که ناگهان برخی از دانشجویان که در نزدیکی مرکز تجمع بودند، با مشاهده بنده به سمت من دویدند و جلوی راهم را سد کردند و گفتند اگر جلوتر بروید فتنه گران به شما آسیب خواهد رساند.

بنده هم عرض کردم به دلیل مسئولیت های حقوقی که بر عهده دارم لازم است از نزدیک در جریان موضوع باشم و احتمال اینکه معترضان به من حمله کنند بسیار کم است. خواهش کردم که اجازه دهند به سمت مرکز آشوب حرکت کنم اما دانشجویان تاکید داشتند که فتنه گران برخی از دانشجویان و اساتید ارزشی را مورد ضرب و شتم قرار داده اند و با نیروی انتظامی نیز درگیر شده اند و حتی به چند بانک و مغازه کنار خیابان نیز خسارت وارد کرده اند و اگر من را نیز ببینند حتما به من نیز حمله خواهند کرد. لذا این عده از دانشجویان علیرغم میل بنده و مقاومتی که نشان دادم، دستم را گرفتند و به زور از محل درگیری دور کردند.

هنگامی که از محل درگیری دور شدیم، بنده به همراه چند نفر از دانشجویان به سمت کوی در حال حرکت بودیم که زن میانسالی سراسیمه خود را به بنده رساند و شروع به ناله و شیون کرد. زن میانسال می گفت شما که روحانی هستید چرا اجازه می دهید این اتفاقات رخ بدهد؟ من عرض کردم کدام اتفاقات؟ زن میانسال گفت از صبح امروز تا الان 26 نفر از دانشجویان را کشته اند و جنازه های آنها الان در بیمارستان شریعتی است. بنده بلافاصله به آن زن میانسال عرض کردم که این موضوع را حتما پیگیری خواهم کرد. طی تماس تلفنی که با چند نفر از مسئولان و اساتید دانشگاه داشتم، موضوع را انتقال دادم و درخواست کردم سریعا خود را به بیمارستان شریعتی برسانند و موضوع را پیگیری کنند. همزمان با این تماس تلفنی، دیدم آن زن میانسال که از ما جدا شد، چند متر آن طرف تر سر راه عده دیگری را نیز گرفت و با همان آب و تاب شروع به شیون و زاری کرد و اینکه از صبح تا حالا 26 نفر از دانشجویان را کشته اند و جنازه های آنها در بیمارستان شریعتی است. چند دقیقه ای زن میانسال را از فاصله مشخصی تحت نظر گرفتیم.

دیدیم گویا کار وی این است که جو عمومی را ملتهب کند و مردم را تحریک کند. شاید چند صد متری به همراه او حرکت کردیم و دیدیم هر از چند متری می ایستد و این موضوع را با عده ای از رهگذران و عابران مطرح می کند. حدود یک ساعت بعد، اساتید و مسئولانی که به بیمارستان شریعتی مراجعه کرده بودند با بنده تماس گرفتند و گفتند هیچ کشته و یا شخصی که حتی به سختی مجروح شده باشد از درگیریهای دیشب و امروز تا این لحظه به این بیمارستان منتقل نشده و در این بیمارستان وجود ندارد. با وقوع این اتفاق، بیش از پیش به آن زن میانسال که همچنان با فاصله پشت سر او در حال حرکت بودیم مشکوک شدم تا اینکه نهایتا دیدیم وارد خانه ای در آن حوالی شد. موضوع را به نهادهای ذیربط اطلاع دادیم و پس از گذشت چند روز، بر اساس پیگیریهایی که صورت گرفت معلوم شد این زن میانسال که در خیابان مشغول دروغ پراکنی و تحریک احساسات مردم بود یک بهایی بود و منزل وی نیز محل تجمع و استراحت فتنه گران و یکی از مرکز هدایت فتنه بود.

در کنار این موضوع، یک مساله دیگری نیز اتفاق افتاد که ذکر آن خالی از لطف نیست. پس از بازگشت مجدد ما به کوی دانشگاه، در یک محلی در کنار کوی دیدم چند پیراهن را روی زمین گذاشته اند و با رنگ قرمز مشغول رنگ آمیزی آن هستند! با خنده به آنها گفتم که در این اوضاع و احوال شما مشغول انجام چه کاری هستید؟ یکی از آنها که نمی دانست من چه کسی هستم و شاید گمان می کرد یک رهگذر معمولی هستم گفت می خواهیم پدرشان را دربیاوریم!

متوجه منظور آنها نشدم و از کنار این اتفاق گذشتم، چند ساعت بعد که به کوی دانشگاه مراجعت کردم دیدم عده ای از دانشجویان خوب ما تجمع کرده و ناراحت هستند و نسبت به نیروی انتظامی با بدبینی صحبت می کنند. علت را که جویا شدم گفتند چند نفر از دانشجویان شدیدا از طرف نیروهای انتظامی مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و پیراهن خونین آنها نیز موجود است و این پیراهن به ظاهر خونین نیز دست به دست بین دانشجویان می چرخید. همین پیراهن خونین چنان جمعی از دانشجویان را تحریک کرد که شروع به سردادن شعار علیه نیروی انتظامی کردند و بنده نیز هرچه میگفتم من خودم دیدم این پراهن ها را چند ساعت قبل در فلان جا رنگ کرده اند کسی متاسفانه باور نمی کرد.

به موازات این اتفاقاتی که در کوی دانشگاه و خیابان های اطراف رخ می داد، ما شاهد بودیم دشمنان انقلاب نیز به شدت تشجیع شده و چنین عنوان می کنند که کار نظام دیگر یکسره شده! از همان شب 18 تیرماه که فتنه آغاز شد بنده بر اساس رصدی که انجام می دادم و مشتاق بودم که ببینم رادیوهای بیگانه چطور این وقایع فتنه را گزارش می کنند، به عنوان یک شخصی که از وقایع، مشاهدات میدانی داشتم متوجه شدم رادیوهای بیگانه و ضد انقلاب برخی اتفاقات را با جزئیات دقیق بیان می کنند به نحوی که برای آدمی این تصور به وجود می آمد که گویا عوامل این رادیوهای بیگانه خود در متن آشوب ها حضور مستقیم دارند و در حال گزارش رویداد ها هستند و البته در کنار این مساله، بزرگ نمایی و دروغ پردازی نیز وجود داشت.
 
*جناب آقای دوست محمدی، در خصوص نقش موثر برخی مسئولان وقت در فتنه 78 نیز آیا مستندی در اختیار دارید که بتوانید به آن اشاره کنید؟

به نکته خوبی اشاره کردید، بله بنده با قاطعیت عرض می کنم که برخی مسئولان وقت در سال 78 در فتنه نقش داشتند. اگر اشتباه نکنم روز 20 تیرماه، جلسه ای در دانشگاه امیرکبیر برگزار شد و بنده به واسطه یکی از دانشجویانم که عضو انجمن اسلامی بود به آن جلسه دعوت شدم. در ابتدا گمان کردم این جلسه برای اتخاذ راهکار برای مقابله با فتنه وضع شده، اما هنگامی که وارد جلسه شدم دیدم جلسه با جمع محدودی برگزار شده و آقای سعید حجاریان نیز در حال سخنرانی است و دارد در خصوص تاکتیک هایی که طی این دو روز بکار گرفته اند صحبت می کند، (آقای سعید حجاریان آن زمان به عنوان تئورسین اصلاحات شناخته می شد و نایب رئیس شورای شهر تهران نیز بود) بنده با تعجب به سخنان آنها گوش می دادم و احساس می کردم که اینجا گویا مرکز طراحی عملیات فتنه است! در میانه جلسه، بنده اجازه صحبت گرفتم و به آقای حجاریان عرض کردم که بنده یک فقیه مجتهد هستم و به شما اعلام می کنم روزنامه حضرتعالی و دوستانتان با مطالبی که منتشر کرده و جوی که به راه انداخته در حال محاربه با نظام است واگر شما این رویه را اصلاح نکنید شما هم جزو همین محاربین خواهید بود. ایشان خندید و در پاسخ به من گفت ما بهترین خبر را در حال حاضر خبری می دانیم که آتش اعتراضات را شعله ور تر کند!

نکته دیگری که باید عرض کنم، در مورد یک دختر دانشجوست. زمانی که بنده در کمیته انضباطی دانشجویان حضور داشتم، پرونده دختری را به کمیته ارجاع دادند که با حجاب نامناسب بارها وارد محیط دانشگاه شده بود و در آخرین باری که مسئول انتظامات خواهران به وی در مورد حجابش تذکر داده بود، این دانشجوی دختر مسئول انتظامات خواهران دانشگاه را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده بود. پس از احضار به کمیته انضباطی، این دختر دانشجو بیان کرد که یک رزمی کار است و کسی حق ندارد در مورد حجابش به وی امر و نهی کند و همچنین تایید کرد که مسئول انتظامات خواهران دانشگاه را مضروب کرده است.

پرونده به دلیل حساسیتی که در بین انتظامات دانشگاه ایجاد کرده بود مستقیما به وزارت علوم فرستاده شد و حکم اخراج این دختر دانشجو از وزارت خانه به ما ابلاغ شد، ضمن اینکه جلسه کمیته انضباطی دانشگاه نیز حکم به اخراج این دختر داد. بنده پس از صدور حکم اخراج این دختر دانشجو، در جلسه کمیته انضباطی عرض کردم که اخراج یک دختر جوان در حال تحصیل از دانشگاه کار درستی نیست و جوانان برخی اوقات در یک شرایط روحی نامناسب قرار می گیرند و دست به اعمال ناشایستی می زنند، بهتر است ما به جای اخراج از دانشگاه وی را به مرکز مشاوره ارجاع دهیم تا مشکل وی با مشاوره و راهنمایی حل شود و یک فرصت دیگر نیز به این دختر برای ادامه تحصیل بدهیم. با نظر بنده موافقت شد و این دختر دانشجو به مرکز مشاوره معرفی شد و پس از چند جلسه مشاوره، تعهد کتبی داد که رفتار خود را اصلاح می کند و از مسئولین نیز عذرخواهی کرد.

چند مدت بعد و در ایام فتنه، هنگامی که مقابل کوی دانشگاه میان دانشجویان و برخی از نیروهای ناشناس درگیری رخ داد و تعدادی نیز مجروح شدند، در بازبینی فیلم هایی که توسط دوربین های نظارتی ضبط شده بود بنده این دختر را شناسایی کردم! با بازبینی چند ساعت فیلم درگیری ها، متوجه شدیم این دختر دانشجو حداقل ده نفر از دانشجویان که غالبا نیز دختران چادری بودند رابه شدت مورد ضرب و شتم قرار داده! به نحوی که با ارائه عکس این دختر به تعدادی از دانشجویانی که مجروح شده بودند، هویت وی توسط دانشجویان مجروح شده تایید شد و آنها رسما از این دختر دانشجو شکایت کردند که در بین شاکیان، چهار دانشجوی دختر فرزند شهید نیز به چشم می خورد که از ناحیه صورت و دست مضروب شده و دچار شکستگی شده بودند.

این دختر دانشجوی رزمی کار در ابتدا بازداشت شد اما درست چند روز بعد با تعجب فراوان مجددا وی را در اطراف کوی دانشگاه دیدم! هنگامی که با برخی مسئولان وقت دانشگاه به خصوص در معاونت دانشجویی  مساله را در میان گذاشتم گفتند ما خود برای این دختر وثیقه ده میلیون تومانی تهیه کردیم و وی را از بازداشت موقت با قید وثیقه آزاد کردیم! با تعجب پرسیدم وی را آزاد کردید که دوباره بیاید و دانشجویان را کتک بزند؟ البته ناگفته نماند که وی مجددا توسط نهادهای امنیتی بازداشت شد و در دادگاه نیز به جزای عمل خود رسید و به حبس محکوم شد. در انتها باید عنوان کنم برخی مسئولانی که در آن سالها، به وضوح در فتنه دستی بر آتش داشتند در سالهای بعد از عملکرد خود پشیمان شدند و رویه خود را اصلاح کردند اما متاسفانه، عده ای از آنها که همچنان نیز مسئولیت هایی دارند از رافت نظام سواستفاده کرده و راه غلط خود را ادامه می دهند.

 

اخبار ویژه