شناسه خبر : 6453
۱۵ فروردين ۱۳۹۷ - ۸:۴۱:۰۷
خاطره ای از یکی از همرزمان شهید حجت باقری:

رضایت خدا ملاک کارتان باشد

یک شب که شیفت بودم گاه و بی گاه خوابم میبرد و چرت میزدم یک لحظه متوجه شدم سایه ای از جلوی چشمام رد شد وسوسه شدم و سایه رو تعقیب کردم ببینم چکار میکنه.

نخل بیدار/ خاطره یکی از نیروهای شهید باقری در بیان اوج تواضع وفروتنی فرمانده:

یه روز دیدم شهید باقری با سر و وضع خاکی و گلی از در اومدن داخل اتاق.

گفتم :فرمانده چه خبر کجا بودید که این طور خاکی و گلی شدید ؟

لبخند ملیحی  زد  و رفت نشست.

میدونستم داره از گفتن موضوع خودداری میکنه.

چند روزی تکرار شد تا اینکه ی شب که شیفت بودم گاه  و بی گاه خوابم میبرد و چرت میزدم  یک لحظه متوجه شدم سایه ای از جلوی چشمام رد شد وسوسه شدم و سایه رو تعقیب کردم ببینم چکار میکنه.

دنبالش رفتم دیدم ایشون مشغول نظافت حیاط و سرویسهای بهداشتی هستند خجالت کشیدم و دویدم سمتشون  و از ایشون خواستم ادامه کار رو به من بسپرن و گفتم : شما فرماندهی این  کارا وظیفه ماست که نیروی شما هستیم .

ایشون جواب دادن کاری که واسه رضای خدا باشه جایگاه انسان رو  تغییر نمیده من این کارو دوست دارم و انجام میدم  چون میدونستم بچه ها  نمیذارن انجام بدم قبل از نمازصبح و تو تاریکی انجام میدم.

از خودم خجالت کشیدم سرمو پایین انداختم و گفتم به خدا قسم شما خیلی بزرگواری..

 

انتهای پیام/

  • سینا

    • ۱۳۹۷/۱/۱۸ ۱۳:۰۸    

    ان شاء الله این شهید شفیع همه ی ما بشه در قیامت

    0
    |
    0
  • عالیه

    • ۱۳۹۷/۱/۲۵ ۱۴:۳۵    

    درود براین شهید معزز

    0
    |
    0

اخبار ویژه